با همین عشق آخری که توی گاوصندوق گذاشتم.
یک عشق زیر تخت
جماعتی توی موبایلم
و یکی را زیر بالشم گذاشتم.
چندتایی را هم چسباندم به دیوار اتاق!
از زیر زمین حرفی نمی زنم، فقط
آنجا عشق های عتیقه را پنهان کردم
بعضی هایشان را دزدیدم
بعضی ها را هم پیدا کردم
مثلا" یکی شان توی باغ اکبر آقا
افتاده بود
(خودمانیم...
بدک نبود!)
یکی دو تا عشق را هم توی الکل انداخته ام
روی طاقچه اتاقم.
حتی یک بار عصبانی شدم...
عشقی را که به خانه ام آمده بود
به زور توی فریزر جا کردم
بعد از اینکه قلبش را بیرون آوردم!
اما نمی دانم چرا
همه ی عشق های من شبیه هم هستند...
شبیه تو...
شب و شعر...ما را در سایت شب و شعر دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 84